X
تبلیغات
مدیسه
رایتل
 
پنج‌شنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1390 :: 03:59 ب.ظ ::  نویسنده : مهدی

نکته مهم:

این نوشته ها نقد نیست و فقط و فقط نظر نویسنه مطلبه.هرگونه مشکل در نوشتنم رو هم قبول دارم چون اصلا اهل نوشتن نیستم و فقط اینجا راهی هست برای ارائه ی نظرم.

و

ساده نوشتن بهترین کاره.

 

 

 

خب خانوما و آقایون رسیدیم ایستگاه هفتم.

حریص هم اومد.2 ماه گذشته و تاثیری گذاشت که ژاکت و شاید نیلوفر(شاید)  نتونستن بذارن.

حریص شاید اون شاهکاری نباشه که اکثرا هوادارا هلاکش بودن ولی خیلی راضی کننده بود و همه رو باز امیدوار کرد به بقیه راه.امیدی که بعد از ژاکت تقریبا از 100 به 20 رسیده بود.(شاید بعضیا اینجا بیان بگن خود شما وقتی ژاکت اومد به به چه چه کردیو ... ولی نه، ژاکت واقعا تجربه ای شد برای خود من که دیگه زود نتیجه نگیرم.همینطور که میبینید تصمیم گرفتم بعد از 2 ماه از انتشار آلبوم نظرمو بگم).

درمواردی یا بهتره بگم ترک هایی ، محسنیو میبینیم که واقعا دلمون میخواد ولی بازم با ایده آل ها فاصله داره ولی باید قبول کرد که هوشیارتر شده(شاید بخاطر رفتن و اضافه شدن کسانی بوده).نمیخوام الان در مورد تک تک ترک ها صحبت کنم.چون هنوز باید گوش کرد.این روزها بعضی از ترک ها خودشونوبدجوری دارن نشون میدن.موندگار ها کم کم دارن از خواب بیدار میشن تا عرض اندام کنن.پس من به چند رکن اصلی یه آلبوم (از نظر خودم) اشاره میکنم :


تنظیم:


شاید همه به این نتیجه در همون روزای اول یا همون دفعات اول شنیدن آلبوم رسیدن که تنظیم ها واقعا خوبن.اگه هم قسمتهایی اشکالی وجود داشته باشه (که تقریبا میشه صفر حسابشون کرد)اون تنظیم کننده در تایمهای دیگه با شاهکاراش جبران کرده.همیشه فکر میکردم تنظیم کننده اگه 1 نفر باشه بهتره و آلبوم بهتر و یکدست تری بدست میاد(همینجور که آکثر آهنگسازا میگفتن و حرف منطقی ای بود) ولی تنظیمهای این آلبوم این تصور رونقض کرد.کسی فکرشو نمیکرد یه تنظیم کننده ناشناخته مثل امیر سرگزی که حتی عکسی هم موقع پخش خبر ازش نبود ترک ماندگاری رو تنظیم کنه!!(البته مطمئنا نوازندگی میثم مرورستی هم بی تاثیر نبوده).در حالی که همه تا قبل از انتشار فک میکردن پاشنه آشیل آلبوم 100% امیرسرگزیه.یکی دیگه از تنظیم کننده های آلبوم که فراتر از تنظیمهای دیگه ش(در دیگر آلبومها) ظاهر شد امیدحجت بود.پرنده غمگین شاید 60% مدیون تنظیمهای امید حجت باشه.و شنونده در جاهایی شاید نتونه تشخیص بده که آیا این هنر نوازندگی امید حجته که اینقد گوش نواز کرده آهنگ رو یا تنظیمهاش؟؟باید تبریک گفت به امید حجت .هرچند که هم تنظیمهاش و هم ترکی که تنظیم کرد مظلوم واقع شده در عین زیبایی.دیگر تنظیم کننده تازه وازد این آلبوم کوشان حداد،که محسن چاوشی باید واقعا مدیونش باشه حتی اگر یکی از ترک هاش عالی شده باشه که حتما شده.فضای آلبوم با کوشان حداد زیبا و جدید  و دوست داشتنی تر شده.شاید هنر همچنین تنظیم کننده هایی باید ریتم شناسی و نواوری در خلق ریتم های جدید باشه که کوشان حداد تا حدود زیادی اینکارو کرد.کوشان حداد میتونست متنوع تر کار کنه و از صدا ها یا همون vst های متنوع تری استفاده کنه.بعضی تنظیم های کوشان حداد از نظر عام شبیه به هم میاد و شنونده فکر میکنه تنظیم کننده داره با یه روش تکراری آهنگ ها رو با شعر و ملودی جدید بهش قالب میکنه.ولی در اصل اینطور نیس و تنظیم ها شباهت محسوسی ندارن.راستی اگه کوشان حداد مثل اکثر آلبومهایی که تنظیم کرده فقط 1 یا 2 قطعه رو تنظیم میکرد چی میشد؟فک میکنم اولین تنظیم کوشان زیبایی بوده.اگه فقط زیبایی در آلبوم بود بازم کوشان اینقدر محبوب میشد؟جوابش یکمی ذهن رو درگیر میکنه.و اما اگه باز هم محسن چاوشی میخواد از کوشان حداد استفاده کنه برای آلبوم های بعدی باید بهش یادآوری کنه که فضای تنظیمها رو باید عوض کنه و فضای آلبوم قبل رو تکرار نکنه(گرچه محسن چاوشی خودش در عوض کردن فضای آلبوم ها کاملا استاد شده. به قیمت نابودی آلبوم هم که شده این ریسک رو میکنه ،که کارش واقعا حرفه اییه).یکی دیگه از تنظیم کننده ها خود محسن چاوشیه که به کل بعید بود ازش همچین تنظیمهایی.تنظیمهاش فوق العاده بود . شاید این بدبینی قبل از آلبوم بخاطر تنظیمهای نه چندان مطلبوش در ژاکت بود(جایی که با بی تجربگی کامل ترک بخون امشب به فنا رفت)(شاید بخون امشب باید زیر تیغ جراحی تنظیم کننده ای که الان میخوام ازش بگم ،میرفت).شهاب اکبری تنظیم کننده بی اشتباه و تکرار نشدنی آثار چاوشی از سال  85. شهاب اکبری تا بحال برای محسن چاوشی تنظیمی نکرده که بعدها حتی ذره ای شرمنده شه.همیشه فوق العاده بود و پر از احساس.شاید همین احساس شهاب اکبری باشه که متمایزش کرده از بقیه تنظیم کننده ها و همین احساس باعث میشه تلفیق های بینظیری رو خلق میکنه و با این احساس میشه هر سبکی رو تنظیم کرد، فرقی نمیکنه . شهاب اکبری مثل همیشه در این آلبوم هم فوق العاده بود.و اگر فقط بخوایم بهمون ثابت شه که شهاب هنوز همون شهاب متاسفمه کافیه ترک دلم تنهاس رو درک کنیم(بحث من پایینتر بودن سطح 2 ترک دیگه نیس،فقط به نظر من ترک دلم تنهاس تلفیق های زیبایی داره که در بقیه ترک ها کمتر هست و اون ترک ها امتیازات دیگه ای در تنظیم دارن).شهاب اکبری حقش بیشتر از 3 ترک در آلبومه ولی نشده که بشه.متاسفانه باب شده هر کس هم بخواد آهنگ لایت تولید کنه، از شهاب استفاده میکنه و محسن چاوشی هم انگار باورش شده که شهاب اکبری فقط لایت رو خوب تنظیم میکنه*..اگه همینجوری پیش بره و قرار باشه شهاب اکبری فقط لایت تنظیم کنه مطمئنا همین روزها به تکرار خواهد افتاد.باید تنوع فضا هم در کار تنظیم کننده باشه.ترک غم و شادی کاملا لایت نیس ولی اکتیو هم نیس به اون صورت و آرامش رو میشه حس کرد در تنظیمش.شهاب اکبری تنظیم کننده جوونیه و مطمئنا بیشتر از اینها میتونه با تنظیمهاش روی مخاطبان جوون محسن چاوشی(میشه بگی همه مخاطبا) تاثیر بذاره.و همونطور که در اول گفتم تنظیمها عالی بودن.


ترانه:


ترانه های این آلبوم پیشرفت کردن ولی فقط نسبت به ژاکت.حسین صفا هنوز بی اشتباه ست و شایسته احترام.حسین صفا سطحش واقعا بالاست و کسی نیس که خودشو گم کنه و اصلا اهل حاشیه نیس. ما چندتا مصاحبه از حسین صفا سراغ داریم؟شاید خیلی تلاش کنیم و فکر کنیم به 4 عدد برسه.حسین صفا بر خلاف بقیه ترانه سراها درجا که نمیزنه هیچ ، پیشرفتش هم کاملا محسوسه.ترانه کافه های شلوغ یه نمونه از نوآوری و خلاقیت حسین صفا در سرودن شعر عاشقانه ست که این ترانه پس از 7 آلبوم و تعداد زیادی تک آهنگ  نشون میده حسین صفا دیگه تبدیل شده به یه استاد تمام و کمال.در مورد ترانه پروانه ها با اینکه واقعا زیباس و مطمئنم اکثر مخاطبان چاوشی اونو فهمیدن ، فکر میکنم برای بعضی شنونده ها ابهامایی در متن  و موضوع ترانه باشه که البته در این مورد به هیچ وجه مقصر حسین صفا نیس ولی باید کمی هم رعایت بقیه شنونده ها رو بکنه(البته حسین صفا هم میتونه این رو بگه که، این ترانه یک استثناس در بین 3 ترانه برای کسایی که درک میکنن و هیچ اشکالی هم نداره).و اما امیر ارجینی که همچنان دوس داره عقب باشه.گرچه امیر ارجینی از نظر من 2 تا ترانه ی عالی داره(بوف کور و بادبادکای رنگی) ولی آیا این همه ی توان امیر ارجینیه؟ترانه های ارجینی اکثرا تکراری شدن.در این آلبوم اگرچه کمی موضوع ها رو تغییر داده و به موضوعات بهتری پرداخته ولی بازم همون اصطلاحات معمولی (تک و توکی هم اصطلاحات خوب پیدا میشه ولی کافی نیس).حیف از این موضوع های خوب که با اصطلاحات و ترکیب های ساده و معمولی حروم بشه.معلوم نیس ارجینی آینده ی خودشو کجا میبینه! تازگی هم که با شهاب رمضان کار میکنه با همون ترانه های گاها معمولی. و بعد نوبت میرسه به تک ترانه ی علی بحرینی که زیاد جای حرف نداره جز یکی دو مصرع که جدید هستن.بجز این حرفی برای گفتن نداره .فک میکنم امیر ارجینی با این حال و روز هم میتونست همچین ترانه ای بگه، نیاز به استفاده از یکی خارج از گروه نبود (فک میکنم خود آهنگ هم خوب گرفته.در همچین مواقعیه که ترانه سرا به خودش یه 20 میده). و اما میرسیم به نقش خود محسن چاوشی در انتخاب ترانه ها.محسن چاوشی تا اندازه ای انتخاب ها رو بهتر کرده.مثلا از کی بهت خندیده رسیده به ترانه زیبای بادبادکای رنگی و جای تحسین داره.موضوع های جالبی رو برای آلبوم انتخاب کرده ولی حیف که ترانه سرا به ذهنش چیزی نرسیده و چند تا ترکیب ساده رو کنار هم گذاشته و دریغ از اصطلاحات و حس های جدید و ناب.بهتر بود محسن چاوشی بجای اینکه از دم دستی ها ترانه ی بحرینی رو انتخاب کنه کمی زحمت میکشید و یه ترانه از یه ترانه سرای جوون و آینده دار انتخاب میکرد.اصلا چه اشکالی داره که یه ترانه سرای جدید ،که هم باهوش و با استعداد باشه و هم بتونه در فضای کارهای محسن چاوشی ترانه بگه به گروه اضافه بشه؟والا آسمون به زمین نمیاد.اینجوری امیر ارجینی هم مجبور نیس تند تند ترانه بگه و سفارشی کار کنه و آخرش هم بشه تکرار و تکرار.به هر حال چاوشی باید یه فکری به حال ترانه ها بکنه.چون هنوز به پای آلبومهای قبل از ژاکت نمیرسن.مسئله دیگه همزاد پنداری با ترانه هاست که خیلی تاثیر داره و اغلب ترانه های حسین صفا ست که تونستن این بار رو کاملا به دوش بکشن و امیر ارجینی در این مورد هم بعضی جاها باز لنگ میزنه (البته خیلی خیلی بهتر شده).

 

 

ملودی:


در مورد ملودی ها نباید ذر ه ای شک کرد که از ژاکت خیلی خیلی بهتره و از شنیدن ملودی ها لذت مبره شنونده.وقتی محسن چاوشی واقعا روی مودش باشه وظیفه خودشو به بهترین نحو انجام میده.بعضی جاها ملودی ها یه مشکلاتی دارن ولی مشکل از محسن چاوشی نیس ، مشکل از ترانه هاس.در کل در قسمت ملودی سازی 85% همون محسن چاوشی ای هست که همه میخوان و این برای برگشتن به دوران اوجش عالیه.و حرف دیگه ای باقی نمیمونه.(چاوشی باید توجه داشته باشه که ملودی هاش فقط و فقط به درد صدای خودش میخوره.صدای خودشه که میتونه ملودی هاشو به عرش ببره.فروختن ملودی به کسایی که در اجرا مشکل دارن حروم کردن ملودیه)

 

خوانش:

 

یکی از نقاط قوت آلبوم ،و چون خیلی وقت بود که همچین چیزی رو از این حنجره کسی نشنیده بود ،پررنگ ترین نقطه قوت آلبوم هست.اولین ترکی(اگه به ترتیب آلبوم شنیده بشه) رو که فک میکنم همه رو شیفته خودش میکنه ترک پروانه هاس.اگرچه چمدون هم لحن و صداش خیلی خوبه ولی پروانه ها رو دیگه اکثرا قبول دارن که یه چیز دیگه ست. لحن و صدا در آلبوم که عالی هست به کنار ،محسن چاوشی جاهایی حتی ضعف ترانه رو با تکنیک هاش جبران میکنه(این مورد در همون چند بار اول شنیدن آلبوم کاملا محسوسه) و این واقعا ارزش داره.محکم خوندن رو فک میکنم تا 80% جبران کرده ولی بازم جا داره.بعضی ترک ها محکم خونده شده ولی هنوز مثل قبل بی عبا و بدون ترس صدا رو رها نمیکنه و با عصبانیت و قلدرانه نیس.و دقیقا این مورد در آهنگ نخلای بی سر جبران شده و چقد زیبا هم هست.(مثل این قسمت:هنوز بوی جنون میده).در آلبوم ناله ها تا حد خیلی زیادی برطرف شده و واقعا محسن چاوشی سعی کرده که کنترل کنه و این کنترل در بعضی جاها مشهوده ولی در ترک پرنده غمگین این ناله ها بازم سرک کشیدنو به نظر من همین سرک کشیدنا لذت بخش کرده پرنده غمگین رو و با اینکه مخالف سرسخت ناله هستم ولی پرنده غمگین رو خیلی دوس دارم.و مورد بعدی زیر صداهای زیبایی بود که در بعضی ترک های آلبوم بود.  زیر صدا ها مثل دوران طلایی (و بعضی ترک های نیلوفر) ملودی متفاوتی داره.در بعضی ترک ها هم صدایی غیر از صدای محسن چاوشی زیر صداها رو اجرا میکنه که احتمالا شهاب اکبری(ترک حریص) هست.چه خوبه که خلاقیت های اینچنینی رو محسن چاوشی همیشه داشته باشه.

کلا خوانش محسن چاوشی در این آلبوم خیلی نزدیک به واژه ی عالی  بود و امیدوار کننده برای آینده.

 


و در آخر:



در آلبوم حریص محسن چاوشی خیلی کارها کرده برای بهتر شدن آلبومش، دستش هم درد نکنه.ولی یه نفر به این آلبوم واقعا انرژی داد و راه انداخت آلبوم رو.من در مراحل تولید آلبوم حاضر نبودم ولی این دیگه واقعا معلومه که شهاب اکبری و سلیقه هاش کار ساز بودن.اگه شهاب اکبری نمیومد احتمالا محسن چاوشی بازم به ناله ها ادامه میداد و اگه هم ادامه نمیداد به این صورت محکم نمیخوند.یه عامل باعث شده که محسن چاوشی به این مسیر که مسیر قبلی خودش هم بوده برگشته.کسی نمیتونه بیاد بگه اونایی که اسمشون در قسمت تشکر های  نیلوفر و ژاکت و حریص بود تونستن کاری کنن که محسن چاوشی به خودش برگرده.کسی کمک کرده که در تمام مراحل تولید بوده و در 2 آلبوم قبل حضور نداشته.امیدوارم باز محسن چاوشی احساس نکنه که تنهایی هم میتونه راه  رو ادامه بده و موفقیتهای قبلشو بدون اونایی که مکملش بودن تکرار کنه.اگه قرار هس کسی کنار گذاشته بشه باید مکملی بهتر از اون پیدا بشه.آیا در این مدت 4 ساله بهتر از شهاب اکبری پیدا شد؟؟ کسانی دور و بر چاوشی جمع شدن که نه تنها کمکی نکردن بلکه محسن چاوشی باید بهشون کمک هم میکرد.محسن از کسانی واسه آلبومش نظر میخواست که اصلا صاحب نظر نبودن.خبرنگار فلان مجله که هم محل قدیم هم بوده و فلان خواننده که تازه داره آلبوم میسازه و ...  . به جای همه ی اینا بهتر نبود شهاب اکبری اضافه میشد و به جای اون صاحب نظرها (که حتی نمیدونن چجوری آهنگی برای خودشون بسازن که مخاطب رو جذب کنه)  از 4 شخص که واقعا شنونده موسیقی هستن نظر میخواست؟**  خیلی خوبه که محسن از باری که در آلبوم قبلی روی دوشش بود کم کرده و مسئولیت های کمتری داره (مطمئنا یکی از عوامل موفقیت این آلبوم همین هست) ولی بازم باید مسئولیتشو کمتر کنه و بیشتر روی آهنگسازی و خوانندگی تمرکز کنه و دستیاری مثل شهاب اکبری باعث میشه خیال خود محسن هم راحت باشه.وبدلیل اینکه سلیقه هاشون بهم نزدیکه و اطمینان کاملی بین این دو هست همیشه بهترین عملکرد رو دارن.

امیدوارم شهاب اکبری باز بخاطر هیچ و پوچ کنار گذاشته نشه.و همچنین امیدوارم که شهاب اکبری مثل همیشه کارهاش عالی باشه و تمرکزش رو از دست نده.نرسه روزی که نگرانیمون نشنیدن کارهای خوب از شهاب باشه.

 

* انگار یادش رفته که بهترین ترنس محسن چاوشی متعلق به شهاب اکبریه(خیانت).وشاید نفس بریده و عروس من رو یادش رفته . خیلی جالبه که محسن چاوشی در مصاحبه هاش میگه شهاب اسلوها رو خوب تنظیم میکنه.این یعنی ترنس ها و کارهای اکتیو رو نمیتونه.جالبه!! اگه به شهاب یه کار اکتیو هم سپرده بشه مطمئنا از پسش برمیاد .

 

**من توهینی به کسی  نکردم ولی خود محسن چاوشی بارها گفته که در مورد موسیقیش با کسی شوخی نداره پس با کسایی هم که نمیتونن کمکی بهش بکنن نباید رودربایستی داشته باشه.همونطور که قبلا هم  از این کارا کرده.نمونش :فوادیان ،اکبری،آهاری



چهارشنبه 13 بهمن‌ماه سال 1389 :: 01:49 ق.ظ ::  نویسنده : مهدی

تنها و اولین آلبوم از محسن چاوشی که هیچ استرس و هیجانی براش ندارم.

کاش اصلا حرف نمیزد.کاش همون آلبوماش(چه خوب چه بد) رو فقط ریلیز میکرد.


عرضم به حضور جمع که این پست رو زدم که فقط یه پست برای قبل از حریص ثبت شده باشه.

یه عده هستن،با دیدن پستای قبلی این وبلاگ فکر کردن ما اینجا مینویسیم تا فقطططططط چاوشی رو خورد کنیم.نمیدونم چجوری فکر کردن که به این نتیجه رسیدن.ولی هر چی که باشه اونی که این عزیزان فکر میکنن ،نیس.


در مورد حریص باز هم اون شلوغ بازیای قبل از آلبوم شروع شده.هر کی از راه میرسه و از اطرافیای چاوشیه یه پیت بنزین میریزه رو اتیش حریص.عطش ملت هم میره بالا همینجور.

دوست دارم آلبوم حریص چاوشی واقعی رو نشون بده.همیشه دوست داشتم.خدا کنه محقق بشه.


پ .ن :

عزیزان متفکر،من نه مخالف حریصم نه تعصبی دارم روش.چون هنوز نیومده و چیزی نشنیدیم.خدا رو چه دیدین شاید بعد از حریص شدم مثه سال 88 به قبل.



سه‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1389 :: 08:51 ب.ظ ::  نویسنده : مرسده

عزیزم یادت میاد سه شنبه ها؟

با صدای تو میرفتم تا کجا؟

باز هم سه شنبه ست و مثل هر هفته هوس این را دارم که بنویسم، از تو...

هر هفته سه شنبه همین است چه آن موقع که این جا نبود چه حالا که هست.


این روزها نیستی؛  نیستی محسن، آن محسنی که با اطمینان صدایش میکردم و صدایش را میشنیدم، نیستی!

این روزها با آنی که میشناختم زمین تا آسمان فاصله داری؛ دلیلش را در رسمی ترین!!! خانه ی مجازی ت گفتم البته اگر اصلا به آنجا سر بزنی!

از این که نیستی دلگیرم؛ گفته بودم تو که نیستی همه چی دلگیره

بگو گفتم یا نگفتم؟؟؟


حرف زیاد دارم اما با خودت، با خودِ خودت؛ فارغ از چشم هایی که انقدر عاشقند که ملحد می نامندم و فارغ از قلب های پر کینه ای که منتظر فرصتند تا تخریبت کنند و گلایه های عاشقانه ام را سوءتعبیر میکنند و از فرصت استفاده میکنند برای کوبیدنت!


دلم میخواهد فارغ از نوشته ها با تو حرف بزنم اما نمیشود، می دانم!

مدتی است زل زده ام به تو، به چشمان معصوم و مغمومت، به لبخند کمرنگی که به لب داری!

همیشه وقتی جلوی چشمم بودی فکر میکردم که چطور میشود آن حنجره را بوسید؟!

آن حنجره را بلعید؟!

آن حنجره ای که هنوز نفهمیدم چطور آن لحن و نوا را به جملات می بخشید؟


تیغ میکشم رو رگهام!

اما ناخواسته فکری دیگر در ذهنم چرخ میخورد:


نشئه میکردی دلمو یه روزی الان خزونی کدوم بهاری؟!


محسن باز سه شنبه است و من این جا هستم پیش تو اما تو...

انقدر توی این روز حست میکردم که با خودم میگفتم ای کاش... ای کاش همه روزای خدا سه شنبه بود!


حالا کوچه های خلوت و قدم زدم توی هفته های تلخ و بی صدا حالا روزا همه شون سه شنبه ان لعنت خدا به این سه شنبه ها

ای لعنت خدا به این سه شنبه ها!


راستی از این که با هوادارانت حرف میزنی خوشحالم؛ واقعا حضور در یک سایت فیلتر شده که دسترسی به آن چندان آسان نیست بهتر از سایتی است که درو دیوارش با نام تو آذین بسته شده و به عشق تو هزاران نفر! هر روز مهمانش میشوند؟! مهمان خانه ای که مدتی است رنگ صاحب خانه اش را ندیده!

چقدر عوض شدی رفیق جنوبیِ من!


امشب طولانی تر از شبهای دیگر است و فرصت برای بیدار ماندن و عاشقی کردن بیشتر البته اگر هنوز برای عاشقی کردن شب زنده دار باشی! یلدای خوبی داشته باشی.


پی نوشت: درد و دلی ست با خودش به این جهت از پذیرفتن دیدگاهتان معذورم، سپاس از شما



سه‌شنبه 16 آذر‌ماه سال 1389 :: 07:48 ب.ظ ::  نویسنده : مرسده

امروز اولین روز محرم است و  سه شنبه؛ نمیدانم خیلی خرافاتی شدم یا نه اما همه ی روزهایی که خیلی برام اهمیت دارند می افتند سه شنبه!

سال گذشته در روزهای سخت فراق ژاکت و آن انتظار کشنده دو آهنگ به مناسبت این ماه مهمان گوش مان شدند.

سلام آقا آلبوم خوش قولی بود آلبومی که بر خلاف سایر آلبوم هایی که وقتی رنگ و بوی چاوشیایی داشت قطعا رنگ و بوی بد قولی هم میگرفت به موقع روانه ی بازار شد!

ترس و واهمه ی همه برای ادامه ی مسیر چاوشی از «غدیر خون» شروع شد، از ناله ها و تلفظ هایی که با چند لیتر نوشابه ی اضافه هم از گلو پایین نمی رفت!

همه سعی میکردند وقتی محسن چاوشی میگوید «ای آبرو از یزید برده» گوش هایشان نشنود! اوج افتضاح وقتی بود که انگار چاوشی خودش را با «هلالی» اشتباه گرفته بود! و ترانه ی زیبای امیر ارجینی را با ناله هایی عجیب و غریب که هر چه بود از غم نبود به ابتذال کشید!

فکر نمیکنم کسی منکر ترانه ی فوق العاده ی امیر ارجینی باشد، پس ایرادی متوجه این قسمت نیست و از آنجا که جز ترانه باقی ارکان اصلی این قطعه به عهده ی چاوشی است با هیچ ماست مالی زِیشِنی! نمیتوان چاوشی را مقصر ندانست.

اما در مقابل این اثر که معتقدم بضاعت این را داشت که بهترین قطعه ی مذهبی چاوشی باشد، ظهر عطش قرار دارد که هم شعر قوی ای دارد هم نوع خوانش دوست داشتنی است هرچند به نظرم چاوشی نیمی از اوجی را که در راه کربلا دارد در ظهر عطش ندارد!

ظهر عطش در حالی زیباست که چاوشی سعی دارد محکم باشد؛ چیزی که به آن شهره بود (هست!) این محکم بودن وقتی روح را نوازش میدهد که «محمد» را ادا میکند.

هرچند ظهر عطش هم به رغم خوانش خوب و شعر قوی اش آن چیزی نیست که من از محسن انتظار دارم  چون میشد این شعر را از زبان خود مرحوم آقاسی، کریمی، هلالی و... هم شنید و لذت برد؛ آنچه که راه کربلا داشت زیبایی بی حد و حصری بود که جنسش چاوشیایی بود نه جنس مداحی مداحان!

نمی خواهم چون بازار انتقاد از چاوشی داغ است بر او بتازم چرا که هرچند این محکم نبودنش آزارم میدهد اما دلیل موجهی نیست برای کم گذاشتن در عاشقی کردن؛ بیش از این ها به او مدیونم؛ انقدر می ایستم تا دوباره محکم شدنش را ببینم (میبینم؟)

به هر حال چیزی که هست آن هایی که با صدای سرفه ی سلطان!** هم حالی بی حالی میشوند که کم هم نیستند میتوانند به جای عشق بازی با آن طاووس دوست داشتنی ای نمیدانست چطور با پاهای زشتش بپرد، دل بدهند به غدیر خون که گرچه سرفه ندارد اما پر است از صداهای عجیب و غریب!
سلام آقا مقدمه ی خوبی برای ژاکت بود و به خوبی میشد حدس زد که این چاوشی قرار است از چه آلبومی رو نمایی کند؛ چاوشیِ تازه علاقه مند شده به مداحی که حتی فکر میکند آهنگ بندری را هم باید با تم مداحی بخواند!***

کاش الان هم سلام آقایی بود تا بدانیم چاوشی بعد از این همه نقدی که به گوشش رسیده (رسیده؟) الان چه میکند و میخواهد از چه چیزی رو نمایی کند؟

پی نوشت:

۱.این متن نه عرض دارد، نه کنایه، نه قصد کوبیدن! ناراحتی این متن، تاکید میکنم ناراحتی نه عصبانیت! برای این است که معتقدم غدیر خون می توانست بهترینِ چاوشی باشد و حال آن که بدترین ِ اوست و متاسفانه برای اولین بار نه ترانه ی بدی هست، نه محمدرضا آهاری و نه هیچکس دیگری که بتوان او را مقصر دانست و چاوشی را مبرا کرد! قطعا در خراب شدن این قطعه او مقصر است و بس! و فقط خودش میداند که غم از دست رفتن آن صلابت چه جور دلم رو میشکنه!

۲.خواهشا غر نزنید که این قرن چاوشی شده فقط محلی برای گله گذاری! نویسندگان قرن چاوشی نه به خاطر متفاوت بودن!!! بلکه برای عشقی که به چاوشی دارند و ترس از این که قرنی را که به نام او کرده اند به صد نرسیده، پایان یابد؛ حس و حال قربونت برم الهی قربون جفت چشات گفتن ندارند!

*مداحی!

**خیلی بیشتر از آنکه در تصور بگنجد از این لقب بیزارم و به آن حس اشمئزاز دارم!

***ژاکت با اینکه قطعا بهترینِ چاوشی نبود و بدی هایی داشت خیلی دوستش دارم و هنوز آن مثلث طلایی اش (خنده، دور آخر و بخون امشب) را بی نهایت دوست میدارم از حلاوت دلشوره و دریاچه ی مرده هم نمیتوان گذشت البته به شرط این که چاوشیِ قبل از نیلوفر را به کل فراموش کنیم!

پیوست: مطلبی سال گذشته برای این دو آهنگ نوشته شد که خواندش خالی از لطف نیست هرچند قبل از خواندن توجه داشته باشید که نویسنده ی متن به شدت در هر زمینه ای تند رو و غیر قابل انعطاف است، اما نقد به رغم تند روی قابل تامل است.

*ناله های سرگردان*




جمعه 5 آذر‌ماه سال 1389 :: 12:13 ق.ظ ::  نویسنده : مهدی

چیزی که هست و همه میدونیم مثل همین عکس بالاست.پس کسی تیریپ مخالفت از روی بی منطقی برنداره



   1      2       3       4    >>