X
تبلیغات
رایتل
 
سه‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1389 :: 08:51 ب.ظ ::  نویسنده : مرسده

عزیزم یادت میاد سه شنبه ها؟

با صدای تو میرفتم تا کجا؟

باز هم سه شنبه ست و مثل هر هفته هوس این را دارم که بنویسم، از تو...

هر هفته سه شنبه همین است چه آن موقع که این جا نبود چه حالا که هست.


این روزها نیستی؛  نیستی محسن، آن محسنی که با اطمینان صدایش میکردم و صدایش را میشنیدم، نیستی!

این روزها با آنی که میشناختم زمین تا آسمان فاصله داری؛ دلیلش را در رسمی ترین!!! خانه ی مجازی ت گفتم البته اگر اصلا به آنجا سر بزنی!

از این که نیستی دلگیرم؛ گفته بودم تو که نیستی همه چی دلگیره

بگو گفتم یا نگفتم؟؟؟


حرف زیاد دارم اما با خودت، با خودِ خودت؛ فارغ از چشم هایی که انقدر عاشقند که ملحد می نامندم و فارغ از قلب های پر کینه ای که منتظر فرصتند تا تخریبت کنند و گلایه های عاشقانه ام را سوءتعبیر میکنند و از فرصت استفاده میکنند برای کوبیدنت!


دلم میخواهد فارغ از نوشته ها با تو حرف بزنم اما نمیشود، می دانم!

مدتی است زل زده ام به تو، به چشمان معصوم و مغمومت، به لبخند کمرنگی که به لب داری!

همیشه وقتی جلوی چشمم بودی فکر میکردم که چطور میشود آن حنجره را بوسید؟!

آن حنجره را بلعید؟!

آن حنجره ای که هنوز نفهمیدم چطور آن لحن و نوا را به جملات می بخشید؟


تیغ میکشم رو رگهام!

اما ناخواسته فکری دیگر در ذهنم چرخ میخورد:


نشئه میکردی دلمو یه روزی الان خزونی کدوم بهاری؟!


محسن باز سه شنبه است و من این جا هستم پیش تو اما تو...

انقدر توی این روز حست میکردم که با خودم میگفتم ای کاش... ای کاش همه روزای خدا سه شنبه بود!


حالا کوچه های خلوت و قدم زدم توی هفته های تلخ و بی صدا حالا روزا همه شون سه شنبه ان لعنت خدا به این سه شنبه ها

ای لعنت خدا به این سه شنبه ها!


راستی از این که با هوادارانت حرف میزنی خوشحالم؛ واقعا حضور در یک سایت فیلتر شده که دسترسی به آن چندان آسان نیست بهتر از سایتی است که درو دیوارش با نام تو آذین بسته شده و به عشق تو هزاران نفر! هر روز مهمانش میشوند؟! مهمان خانه ای که مدتی است رنگ صاحب خانه اش را ندیده!

چقدر عوض شدی رفیق جنوبیِ من!


امشب طولانی تر از شبهای دیگر است و فرصت برای بیدار ماندن و عاشقی کردن بیشتر البته اگر هنوز برای عاشقی کردن شب زنده دار باشی! یلدای خوبی داشته باشی.


پی نوشت: درد و دلی ست با خودش به این جهت از پذیرفتن دیدگاهتان معذورم، سپاس از شما