X
تبلیغات
رایتل
 
سه‌شنبه 1 تیر‌ماه سال 1389 :: 08:59 ب.ظ ::  نویسنده : مرسده

همیشه در مطبوعات صحبت از فضای تلخ و سیاه!!! کارهای چاوشی است که جالبترینش را بعد از ژاکت شاهد بودیم، دنیای کافکایی!!!

روزی که این مطلب را خواندم خیلی عصبانی شدم، هنوز هم قبولش ندارم!

اما آیا واقعا در کارهای چاوشی کاری نیست که سراسر غم و ناامیدی باشد؟

با نگاهی به کارنامه ی او میتوان با اطمینان گفت: گرچه فضا غم بوده اما همیشه عشق و امید، یا یکی از این دو رکن را داشته و بنابراین نمیتوان کارهای او را سیاه قلمداد کرد؛ اما در ژاکت چه طور؟ کاری نداشتیم که سراسر غم باشد و ناامیدی؟

******

فکر میکنم همگی معتقدیم که در ژاکت با ضعف ترانه مواجه ایم البته نسبت به خود چاوشی نه سایرین (کسی را قابل قیاس با چاوشی نمی دانم، او را فقط با خودش مقایسه میکنم)

در ژاکت سه اثر حسین صفا بیشتر با چاوشی دوستان ارتباط برقرار کرده و بیشتر خودنمایی میکند، گرچه صفا هم صفای «کفتر چاهی» نیست، اما ارجینی که هنوز با ترانه هایی مثل «رفیق خوب»، «عشق دو حرفی»، «ابرای پاییزی» و... پادشاهی میکند، در ژاکت کمی زیر سوال رفت! (البته باز نسبت به خودش و تیم چاوشی، نه سایرین!)

به نظرم تنها ترکی که این امید را می دهد امیر همان امیر است و همچنان میتوان از او انتظار «رفیق خوب» ها و... را داشت ، ترک آخر است؛ «دریاچه ی مرده» پر است از تعابیر ناب، آن هم از جنس امیر که دو نمونه از برترین هایش «با درد خلوت کردن» و «از غم شکایت کردن» است.

امیر در این ترانه، خودِ ارجینی است، گرچه «حراج»، «چاردیواری»، «اسیری» و «دلشوره» هم لحظات نابی دارد برای رو کردن اما ارجینیِ مجبوب من، ارجینیِ «دریاچه ی مرده» است.

تک تک ابیات شعر، قوی و پر از احساسات زیباست که این بی نهایت خواستی اش میکند.

******

محسن این ترانه را بسیار زیبا اجرا کرده و باز هم توانایی اش در آهنگسازی را به رخ کشیده، جنس صدا هم همان صدای چاوشی است لحن هم با توجه به غم سنگین موجود در قطعه یا بهتر بگویم نا امیدیِ بسیار، به جاست چرا که میتوان از غم بسیار فریاد کشید و عصبانی بود اما وقتی در ناامیدی محض باشی راهی جز نالیدن نیست!

تنظیم کار را به شخصه دوست دارم اما بهتر میشد اگه تنظیمی مثل حسرت خیس را برایش می شنیدیم، یک تنظیم فوق العاده که خودش به تنهایی نیمی از بار حسرت خیس را به دوش میکشید.

******

در این ترانه ردی از امید میبینید؟

چاوشی کارهای مختلفی داشته که در آن ردی از امید نبوده اما رد پای پر رنگ عشق به وضوح در آن دیده میشده، برای مثال در همین آلبوم ترک شش، «خنده»، امیدی به رسیدن به یار نیست اما عاشق چنان مستانه از عشق میگویدکه وادار به تسلیمی (راجع به خنده بعدا مفصل خواهم گفت)

اما در این ترانه هیچ نشانی از عشق یا امید نیست!

از همان ابتدا تنها شخصیت ترانه اعلام میکند که: «خسته شدم خسته ی هرچی درده» اما این گلایه ی او به همین جا ختم نمیشود، ادامه پیدا میکند و لحظه به لحظه سیاه تر و تلخ تر میشود!

خسته شدم خسته ی هرچی درده

آی رو دوش من درد هزار تا مرده

جنگ با این همه غم و غریبی

یکی بگه رسم کدوم نبرده؟

بهار و پاییز و زمستون چیه، چیه؟

برگ درخت من همیشه زرده

وقتی زمونه رو گرفته از من

دلم دیگه دنبال چی بگرده؟!

بعد از شندین غم مطلق و یاس کامل شخصیت قصه، قسمت تکرار شونده ی این ترک را میشنویم که شاید قرار است کمی از بار غم این قطعه بکاهد و نقش امید را بازی کند:

ای دلخور از گریه مرد پر از گریه

بغض ترک خورده دریاچه ی مرده

با گریه جاری شو بازم «بهاری شو»

با درد خلوت کن از غم شکایت کن

ترکیب «بهاری شو» یک جرقه ی امید در دل شنونده ایجاد میکند اما این کور سوی امید به کسری از ثانیه هم نمیکشد و خاموش میشود وقتی عاشقِ تنها میخواهد برای بهاری شدن با درد خلوت کند!!!

هزار تا خورشید واسه ی ما کمه

دنیا بدون عشق خیلی سرده

باید بسازه و بسوزه با غم

دلی که بازیچه ی داغ و درده

حتی به خوابم روز خوش ندیدم

بپرس از این چشا که خوابگرده

منتظر کدوم خوشی بمونم

دنیا مگه چی داشت و رو نکرده؟!

این ترانه از ابتدا تلخ و سیاه است و تا انتها این روند رو به افرایش ادامه دارد، شخصی که معتقد است زمانه از او رو گرفته و دنیا هیچ چیزی برای رو کردن ندارد!!!

******

وقتی یاد حرف عجیب و غریب آن خبرنگار افتادم (دنیای کافکایی!!!) که از دوستی به من گفت: «من میمیرم برای این ترک، باهاش زندگی میکنم» چون میدانستم بیشتر اهل کتاب است تا موسیقی بی معطلی دلیلش را پرسیدم که گفت: «من عاشق صادق هدایتم، این ترک خیلی شبیه به آثار هدایته، تلخ و سیاه و بریده از زمونه»

******

من در جواب دوستم چه باید میگفتم؟

شما بودید چه میگفتید؟

با چه دلیل و برهانی نظرش را عوض میکردید و میگفتید دنیای پرعشق چاوشیِ ما زمین تا آسمان با دنیای سیاه صادق هدایت فاصله دارد؟!!!

چه دلیلی می آوردید؟ دلیلی داشتید یا مثل من مجبور به سکوت بودید؟

پی نوشت:

1.این ترک را بسیار دوست میدارم و به شخصه گاهی هم شدیدا با آن هم ذات پنداری میکنم اما... 

2.نظرات شخصی اند