X
تبلیغات
رایتل
 
چهارشنبه 24 شهریور‌ماه سال 1389 :: 12:55 ب.ظ ::  نویسنده : مرسده

تو این روزا که مثه شب سیاهه* خیلی وقتا شده که گفتم کاش محسن چاوشی مجوز نداشت، اصلا چی میشد هنوزم غیر مجاز بود؟

همیشه هم با خودم میگم خیلی هم بهتر بود، اگه غیر مجاز بود شاید مثل اون وقتا...

این بحث مجاز بودن یا نبودن هر روز توی ذهنم میاد و هر دفعه میگم کاش نبود تا روزی که سنتوری اومد.

وقتی استند سنتوری رو دیدم نا خودآگاه ذهنم رفت به عقب، اون موقع که توی روزنامه ها خبرش بود که به دلایل مسخره مجوز نمیگیره و باید اصلاحیه بخوره، اول گفتن اسم فیلم نباید علی سنتوری باشه، چه معنی داره اسم یه معتاد اسم امام اولمون باشه!!! اسم فیلم شد سنتوری! بعد گفتن چاوشی مجوز نداره بعد از کلی حرف و رفتن و اومدن قرار شد رادان قطعه ها رو دوباره بخونه! خود چاوشی هم گفت: امیدوارم رادان بتونه خوب اجرا کنه!

آخر چرخید و چرخید تا سنتوری بدون مجوز اومد بیرون اونم با صدای چاوشی، انگار بدون مجوز بیرون اومدن شده بود سهمِ دلش، سهمِ دلمون!یادمه پوستر سنتوری اون موقع این بود   

 

  

 

نسخه ی اصلی فیلم اومده بود بیرون اما پوسترش همون پوستری بود که بنا بود با مجوز بیاد؛ سنتوری با صدای بهرام رادان!!!

آخ چه دردی بود این بی مجوزی، صدای سازش همه جا پر شده بود اما نمیشد داد زد، نمیشد پوستر فیلم رو عوض کرد، نمیشد گله کرد، نمیشد...!!!حالا اول چیزی که روی استند جلب نظر میکنه اسمشه:  

 

 

 

 سنتوری با صدای  محسن چاوشی

از اون روز تا حالا هر وقت این بحث مجاز بودن یا نبودن رو توی ذهنم شروع میکنم تهش استند سنتوری میاد جلوی چشمم و با خودم میگم 

آخ که چه لذتی داره اسمتو فریاد کشیدن 

 

*این روزا خیلی کلنجار میرم با خودم که چی شد؟ چرا اینجوری شد؟ یه سری حرفا هر روز توی ذهنم چرخ میخوره

همه ش به خاطر مجوزه؟!  

-کاشکی انقدر نذر و نیاز نمی کردیم!  

چقدر اون موقع ها که اسمشو با دو تا «واو» می نوشتن حرص میخوردم که چرا اسمشو غلط می نویسن و چیزی نمیگه؟! اما انگار تمام صمیمیت و مهربونی ش توی همون یه دونه «واو» بود!  

-کاشکی همیشه اسمشو غلط می نوشتیم!  

چقدر با خودم میگفتم این آدم باید دنیا زیر پاش باشه، باید صاحب بهترین چیزا باشه چون غرور براش معنا نداره؛ حالا خونه داره بهترین جا، ماشین داره بهترین مدل، نوش جونش حقش بود اما سرد شده، خیلی؛ یعنی معنی غرورو یاد گرفته؟!  

-کاشکی پولدار نمی شد!  

چقدر امام رضا و راه کربلا رو گوش کردیم؟  

-کاشکی همون موقع که یه کلاغ رو سیاه بود و یه طاووسِ پیاده انقدر گوش میکردیم که پُر میشدیم، که دیگه گوشمون نشنوه سلام آقا رو! که گوشمون نشنوه مداحی کردنو به جای عشق بازیِ شیرین یه کلاغ و طاووس با اماماشون.  

این پسره، محسن چاوشی رو میگم؛ به عشق همه ی ما میخونه، به عشق هواداراش اما الان یه جور دیگه میخونه؛ یه جوری دیگه خوندنش به کنار، این همه ناله رو جای اون همه صلابت گذاشتن به کنار، دیگه به عشق ما هم نمیخونه! قبلنا با ما حرف میزد باهامون درد و دل میکرد میگفت چرا و چی شده؟ الان بعد چند ماه به جای حرف زدن با ما میره با مجلات مصاحبه میکنه تیکه میپرونه! من هر آهنگو با یه لحن میخونم! یکی هم نیست بگه «تو ناز میکنی» و «ناز» که یه آهنگ بود اونا چرا انقدر لحنشون فرق داره؟! چی شده غریبه شدیم با دلش؟ چی شده که از ما یه دنیا فاصه س تا دلش؟  

-کاشکی، کاشکی ماشین زمان داشتم، ماشین زمان داشتمو چاوشی رو میبردم توی استدیو و اون عکس رو با عینک آفتابی ای که ری بون اصل نبود! اما یه دنیا سادگی و صمیمیت داشت بدون غرور! خودم ازش میگرفتم، کاشکی یه بار دیگه چاووشی رو حس میکردم؛ کاشکی...